خرید بک لینک

داستان جمع سه رقمی باانتقال :

یه روز قرار بود خانواده 368 تو خونه نشسته بودن و حوصله شون سرفته بود بچه ها شروع کردن بهانه گیری مخصوصا اون بچه کوچبکه میدونید کدوم رو میگم آفرین 8 چون یکیه از همه کوچیکتره مامانشون گفت خیلی خوب پاشید بریم خونه خاله 254 بچه ها هم از خوشحالی بال در اوردن و سریع حاضر شدن و شال و کلاه کردن و مان دست ده تایی رو گرفت اگه گفتین عددش چنده ؟ آفررررررریییین بر شما دخترای گل اسمش 6 بود ! دستش رو گرفت و گفتش مواظب خواهر کوچیکتم باش ! دست همو گرفتن و رفتن ! رسیدن خونه ی خانواده 254 بچه ها فک میکنید اولین اتفاقی که افتاد چی شد ؟ تا مامان 200 در رو باز کرد سریع اون دختر کوچولوه بود همون دختر خانم 300 پرید و رفت تو اتاق 4 میدونید چرا ؟ اخه هم سن بودن و جفتشون یکی بودن ! وقتی رفت تو اتاقش بچه ها چی شد ؟ آفرین شروع کردن بازی کردن (بازی کردن به معنای جمع شدن است) آفرین بچه ها اینا شروع کردن بازی کردن یعنی باهم جمع شدن و شدن چند 12 ای وااااااااااااااای ! می دونید چی شد ؟ یه اتفاقی افتاد ! اینا حواسشون نبود که عددشون زیاد میشه وقتی با هم جمع میشن ! دیگه تو اتاق یکی جا نبود ! بچه بخاطر همینم 2 به یک گفت تو بزرگی برو از اتاق من اخه اینجا فقط جای منه ! یکم قبول کرد و رفت تو اتاق ده تایی ها بالا سر 5 دهتایی که هنوز خواب بود نشست ! بعدش بیدارش کرد و گفت پاشو پاشو که مهمون داری میدونی کی اومده 5 هم خواب آلود چشماشو باز کرد و گفت کی اومده ؟ گفتش خانواده 368 اومدن ! 5 هم سریع از سر جاش بلند شد و بدو بدو رفت دست و صورتشو بشوره ! تا اومد تو اتاق دید که 6 هم رسیده در اتاق بهش گفت بفرمایید تو خیلی خوش اومدید و 6 وارد اتاقشون شد ! وقتی وارد شد دید عه ! 1 هم اونجاست از دیدنش خوشحال شد ! بچه بعد از اینکه یکمی با هم حرف زدن شروع کردن بازی کردن ! خب بچه ها بازی می کنن یعنی چی ! آفرین یعنی باید با هم جمع بشن ! با هم جمع شدن و شدن چند ؟؟؟ 12 آآآآآآآآآآآآآآآآفررررررررریییییییییییییین احسنت بر شما ها که اینقدر زرنگید ! خب بچه ها می دونید چی شد ؟ بازم تو اتاقشون جا فقط واسه یک عدد بود بخاطر همینم 2 به 1 گفت تو جات اینجااااااااااااااااااااااااااااااااااااا چی بچه ها اگه گفتید ؟! آفرین باید بری اتاق بغلی اخه تو دیگه بزرگ شدی باید بری با بزرگا حرف بزنی ! اونم قبول کرد و رفت پیش بزرگا تو اتاق مامانا! مامانا از دیدنش خوشحال شدن گفتن بفرمایید خیلی خوش اومدید ! بچه ها مامانا که بزرگن بازی نمیکنن پس چکار کنیم ! ؟ بچه ها مامانا رفتن تو آشپزخونه و شروع کردن غذا درست کردن و یک هم رفت کمکشون ! و با هم چی شدن بچه ها ؟؟ آفرین جمع شدن ! میدونید عددشون شد چند ؟؟؟ آآآآآآآآآآآآآفرین شد 6 بسته ی صد تایی

برچسب: نویسنده: هستی نظری تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 6:57

صفحه بندی